تفاوت نظریه اسکینر(فعال)با نظریه پاولوف(کلاسیک)
حال که با این دو نظریه به زبان ساده و روان آشنا شدیم قصد داریم این دو نظریه را باهم مقایسه کرده و نتیجه را بیان کنیم.تا دانشجویان عزیز به درک کاملی از این دو نظریه دست پیدا کنند.
درشرطی سازی کلاسیک رفتار حیوان به طور کامل,غیرارادی و خودکار (ترشح بزاق)است و هیچ تسلطی حیوان بر رفتار خود ندارد و براساس محرکها این رفتار بروز پیدا میکند.ولی در شرطی سازی عامل رفتار حیوان کاملا ارادی و تحت کنترل خود حیوان است(فشاردادن اهرم)
در شرطی سازی کلاسیک اتفاقهای بیرونی باعث ترشح بزاق میشود و اتفاق ها (محرک ها)رفتار حیوان را کنترل میکنند.ولی در شرطی سازی عامل کنترل حیوان از طریق پیامد اتفاقها صورت میگیرد یعنی محصول یک حرکت حیوان باعث کنترل خود حیوان میشود.
در شرطی سازی کلاسیک حیوان تاثیریبر محیط ندارد و محیط بر حیوان اثر دارد و عملا غیر فعال است ولی در عامل موش بر محیط اثر گذار است و توانایی انتخاب دارد(حیوان بر محیط اثر دارد)
همچنین بخوانید:
حمید دوستی
مدرس دوره های icdl، وردپرس و دانشجوی دوره ی روان شناسی